الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

210

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

و نماز بى نياز مىكند . نيز مدعى بودند كه وى براى آنان از پدرش از جدّش حديث كرده و از پيش از قيامت ، با آنان سخن گفته است ؛ و اين كه على عليه السلام در بين ابرها همراه باد پرواز مىكند ؛ و او پس از مرگ سخن مىگفت و بر مغتسل حركت مىكرد ؛ و اين كه إله آسمان [ همان خداست ] و إله زمين ، امام است . اين گونه براى خدا شريكى قرار دادند ؛ جاهلان گمراه . " سپس شريك گفت : " به خدا سوگند ، جعفر هيچ كدام از اين مطالب را هرگز نگفته است . جعفر با تقواتر و پرهيزگارتر از آن است ، ولى مردم اين سخنان را شنيدند و او را تضعيف كردند ؛ در حالى كه اگر او را مىديدى ، مىفهميدى كه او با ديگران تفاوتى ندارد . " » « 1 » مغيرة بن سعيد بَجَلى - كه در گذشته ، از وى ياد شد - ابو عبداللَّه كوفى كذّاب است كه احاديث غلوآميز در شأن امامان اهل بيت عليهم السلام مىساخت . ائمه از وى بيزارى جستند و خداوند او را به حال خود واگذاشت . [ م / 117 ] ابو عمرو ، محمد بن عمر بن عبد العزيز كشّى در شرح حال او ، با سند خود به امام ابو الحسن رضا عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « مغيرة بن سعيد به ابو جعفر باقر عليه السلام دروغ مىبست ، پس خداوند حرارت آهن را به وى چشاند . » [ م / 118 ] نيز با اسناد به امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه حضرت فرمود : « خداوند مغيرة بن سعيد را لعنت كند ؛ او بر پدرم ( امام باقر عليه السلام ) دروغ مىبست ، پس خداوند حرارت آهن را به وى چشاند . » سپس فرمود : « خداوند لعنت كند كسى را كه دربارهء ما چيزى مىگويد كه ما آن را دربارهء خود نمىگوييم و خداوند لعنت كند كسى كه ما را از مقام بندگى خدايى كه ما را آفريده و بازگشت و معاد ما به سوى او و سرنوشت ما به دست اوست ، دور مىنماياند . » [ م / 119 ] هم‌چنين با سند خود به محمد بن عيسى بن عبيد روايت كرده است كه وى گفت : « در حضور من ، يكى از اصحاب ما از يونس بن عبد الرحمان پرسيد :

--> ( 1 ) . رجال كشّى ، ج 2 ، ص 616 و 617 .